بیانیهٔ کانون نویسندگان ایران دربارهٔ سهیل عربی

سهیل عربی را آزاد کنید!

وبلاگ‌نویس جوان سهیل عربی به اتهام انتشار دیدگاهش در صفحهٔ فیس بوک به شلاق، زندان و اعدام محکوم شده است. اگر چه در پی گسترش اعتراض‌ها اخیراً بنا شده است حکم از سوی دیوان عالی کشور بار دیگر مورد بازبینی قرار گیرد، اما این نکته ذره‌ای از واقعیتِ پایمال شدنِ حقِ آزادی بیان سهیل عربی نمی‌کاهد. هر انسانی حق دارد نظر و عقیدهٔ خود را دربارهٔ هر چیز به هر شکل که می‌خواهد بیان کند. دستگیری و بازداشت سهیل عربی نقض آشکار حق اولیهٔ او، حق آزادی بیان، است. صدور این قبیل احکام نه تنها علیه فرد محکوم شده بلکه علیه جامعه نیز هست؛ زیرا رویکردی جز ایجاد هراس و خودسانسوری میان مردم ندارد.
کانون نویسندگان ایران بدون داوری دربارهٔ درست و نادرست، یا خوب و بدِ نوشته‌های سهیل عربی صرفاً از حق آزادی بیان بی‌هیچ حصر و استثناء او و دیگر انسان‌ها دفاع می‌کند. پاسخ کلام با کلام است نه با شلاق و زندان و اعدام.
کانون نویسندگان ایران خواستار لغو حکم اعدام سهیل عربی و آزادی فوری او است.
کانون نویسندگان ایران
۲۰ آذر ۱٣۹٣

بیانیهٔ کانون نویسندگان ایران به مناسبت شانزدهمین سالگرد قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای

بیانیهٔ کانون نویسندگان ایران به مناسبت شانزدهمین سالگرد قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای
و گرامیداشت یاد محمد مختاری و محمدجعفر پوینده

مردم ایران!
شانزده سال پیش، در آذرماه سال ۱۳۷۷ جنایتی سازمان‌یافته و هولناک در کشور ما رخ داد که طی آن چندین انسان آزاده و روشنفکر به وحشیانه‌ترین شیوه به قتل رسیدند. شماری از اعضای کانون نویسندگان ایران، از جمله محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، در میان جان‌باخته‌گان بودند. قربانیان آن جنایت ددمنشانه گناهی جز دفاع از حقوق مردم و بیان عقاید خود نداشتند. آمران و عاملان آن جنایت اما تاریک‌اندیشانی بودند که حقوق مردم و آزادی اندیشه و بیان در قاموسشان معنایی نداشت. چنانکه چندی بعد روشن شد، آن‌ها با تکیه بر قدرت سیاسی، قصد امحای فیزیکی مخالفان عقیدتی و سیاسی خود را در ابعادی بسیار گسترده‌تر از آنچه رخ داد، داشتند. دریغا که پروندهٔ قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای هیچگاه به روشنی در برابر مردم گشوده نشد تا همگان دریابند که وقوع چنین فجایعی، ریشه در کدام تفکر و کدام محافل قدرت دارد.

بیانیهٔ کانون نویسندگان ایران به مناسبت روز مبارزه با سانسور

۱۳ آذر، روز مبارزه با سانسور را گرامی بداریم

سیزده آذر امسال هفتمین سالی است که دوست‌داران آزادی بیان به پیشنهاد کانون نویسندگان ایران روز مبارزه با سانسور را گرامی می‌دارند.
مایهٔ تاسف است که هر‌گاه کانون نویسندگان ایران به مناسبت روز ۱۳ آذر بیانیه‌ای منتشر می‌کند ناچار است از تداوم سیطرهٔ سانسور دولتی بر جامعه بگوید. در یک سال اخیر نیز، به رغم وعده‌های انتخاباتی دولت جدید، مانند سالهای گذشته چه در عرصهٔ کتاب و چه در عرصهٔ هنر و مطبوعات و اینترنت شاهد حضور این پدیدهٔ ضد آزادی بیان بوده‌ایم. انتشار کتاب همچنان در گرو دریافت «مجوز چاپ» است. طرفه آنکه برخی آثار نویسندگان در خارج کشور ترجمه و منتشر شده‌ است اما در داخل به آن‌ها «مجوز چاپ» نداده‌اند. این گونه سانسور البته به اشکال دیگر بر سایر عرصه‌های هنرو ادبیات حکم‌رانی می‌کند؛ کاربران، وبلاگ‌نویسان و فعالان اینترنتی همچنان مورد هجوم، دستگیری و بازداشت هستند؛ فیلترینگ سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی مجازی به قوت خود باقی است و حاکمیت بنا دارد در آیندهٔ نزدیک با راه اندازی فیلترینگ هوشمند و به کار بردن سانسور نظام‌مند‌تر استفاده از فضای مجازی را برای مردم دشوار‌تر و پر هزینه‌تر کند؛ روزنامه‌نگاران بسیاری در زندان بسر می‌برند و شغل روزنامه‌نگاری در ایران با خطر مضاعف همراه است. در تازه‌ترین نمونه، عکاس و خبرنگار یک خبرگزاری رسمی به جرم بازتاب اخبار اسید پاشی‌های زنجیره‌ای بازداشت شدند. ارسال پارازیت به منظور جلوگیری از فعالیت ماهواره‌ها نه تنها حق مردم برای دیدن و شنیدن آن‌چه دوست می‌دارند را پایمال کرده بلکه سلامت آن‌ها را نیز به خطر انداخته است.

درباره‌ٔ طرحی دانشجویی برای مردم مناطق محروم و زندانیان

امید به روزی که همهٔ مردم کتاب نذر کنند

گروهی دانشجوی خوش‌ذوق از دانشگاه آزاد تهران‌ جنوب، چند سالی است طرح جدیدی برای احداث کتابخانه در مناطق محروم و زندان‌های کشور ارایه داده‌اند. طرحی که امسال برای سومین ‌بار با کمک شعبه‌های مختلف شهر کتاب در تهران انجام شده است. این طرح پاییز هر سال اجرا می‌شود و با اینکه مدت زیادی از آغازش می‌گذرد اما هنوز خیلی‌ها نمی‌دانند می‌شود کتاب را هم نذر کرد و به دیگران بخشید. نه فقط مردم عادی، که چهره‌های فعال فرهنگی هم چیز زیادی از آن نمی‌دانند.
اگر این بی‌خبری را بگذارید در کنار نبود یک مدیریت واحد برای ساماندهی کار بچه‌ها ‌و داوطلبانه بودن، شاید به این نتیجه برسید که چراغ این طرح خوب، اگر مورد توجه بزرگان جامعه نباشد، می‌تواند خاموش شود. طرحی که تا به حال باعث کتابخانه‌دار شدن روستا‌ها و زندان‌های زیادی در کشور شده است.
صالح بهشتی، مدیر شهر کتاب فرشته در شمال تهران که محل تحت مدیریتش، امسال به عنوان محل گردآوری این کتابهای نذری معرفی شده‌، در این‌باره می‌گوید: «نذر کتاب باید متولی داشته باشد. یک نفر باید مدیریت مجموعه را برعهده بگیرد تا بچه‌ها بتوانند کتاب‌های نذری را از سراسر کشور جمع‌آوری کنند و به دست تعداد بیشتری از نیازمندان برسانند. در حال حاضر این طرح فقط در تهران اجرا می‌شود، آن‌هم در مقطع خاصی از سال ولی اگر کسی از این جوانان پشتیبانی کند، طرحشان گسترش خیلی بیشتری خواهد داشت.»

کانون نویسندگان ایران مراسم بزرگداشت سیمین بهبهانی را برگزار کرد

شرح کوتاه مراسم بزرگداشت سیمین بهبهانی

کانون نویسندگان ایران، با برنامه‌ریزی کمیسیون فرهنگی کانون، عصر جمعه سی‌ام آبان‌ماه ۱۳۹۳ مراسم بزرگ‌داشتی برای بانوی شاعر، زنده‌یاد سیمین‌ بهبهانی، در تهران برگزار کرد. این مراسم با استقبال بسیاری از اعضای کانون نویسندگان ایران و طیف‌های گوناگون هنرمندان، نویسندگان، شاعران، مترجمان و دوست داران سیمین روبه‌رو شد.
مجری‌گری این برنامه را منیژه گازرانی بر عهده داشت.
سرآغاز برنامه پخش پاره‌ای از شعرخوانی ضبط‌شدهٔ سیمین بهبهانی با صدای شاعر بود و سپس دکتر محمدرضا باطنی، زبان‌شناس برجسته و از اعضای قدیمی کانون نویسندگان ایران، به سخنرانی دربارهٔ شعر سیمین پرداخت و با خواندن مقاله‌ای در حوزهٔ زبان‌شناسی ویژگی‌هایی از شعر او را برشمرد. پس از دکتر باطنی، از رضا خندان (مهابادی) عضو هیئت دبیران کانون دعوت شد تا بیانیهٔ کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت سیمین بهبهانی را بخواند. وی پیش از قرائت بیانیه، با تکذیب شایعهٔ تحریم مراسم تشییع و تدفین سیمین بهبهانی از سوی کانون نویسندگان ایران، توضیحاتی روشنگرانه ارائه داد. او بار دیگر خاطرنشان کرد که نظر شخصی اعضای کانون (از جمله اعضای هیئت دبیران کانون) بازگوکنندهٔ نظر کانون نویسندگان ایران نیست؛ و کانون دیدگاه‌های خود را صرفاً از طریق بیانیه‌ها و اطلاعیه‌هایی منتشر می‌کند که مُهر کانون نویسندگان ایران را دارد.

ادبیات، روشنفکری و دموکراسی از دیدگاه جواد مجابی

ادبیات به سمت روحیهٔ دموکراسی می‌رود

هوشنگ اعلم: قصد گفت‌وگو در کار نبود فقط رفته بودم مجابی را ببینم و هوایی تازه کنم و این یکی از ویژ‌گی‌های مجابی است که حرف‌هایش امیدوار می‌کند آدم را به ادامهٔ کار نوشتن. کنج کوچکی از خانه‌اش، اتاق کار تابستانی‌! اوست. جایی پشت پنجره‌ای مشرف به باغچه‌ای و گذرگاه تک و توک همسایه‌ها و‌‌ همان جا نشستیم به حال و احوال که ادامه‌اش رسید به این پرسش که ادبیات چیست؟ و مجابی نه در پاسخ به پرسش که در حواشی آن، حرف‌هایی زد که دریغم آمد نخوانیدش.

واقعاً ادبیات چیست؟ با چه تعریف یا مشخصه‌هایی می‌توانیم آن‌چه را که ما به عنوان ادبیات می‌پذیریم از متون عادی و غیرادبی متمایز کنیم.

البته من در یک کتاب هنوز چاپ نشده‌ام دربارهٔ ادبیات حرف زده‌ام البته تعریفی ندادم اما گفتم که ما چه‌گونه به ادبیات نگاه می‌کنیم. ادبیات معاصر چیست و چه‌طور ادبیات به سمت روحیهٔ دموکراسی می‌رود. چرا شعر محصول تک صدایی است و در آن نوعی استبداد هست در حالی‌که در رمان چند صدایی است و روحیهٔ دموکراسی در آن هست و حتا نمایشنامه از آن هم جلو‌تر می‌رود.

کتابرانه؛ ایده‌ای متفاوت برای ترویج کتاب

خوشحال کردن مردم کسب و کار ماست!
هدف ما کتابخوان کردن است نه کتابفروشی 

کار عادی با روش غیرعادی
سروناز و مهدی، خودشان هم شبیه کتاب هستند. مهدی از آن کتاب‌های چرمی بزرگ چند جلدی است که هرچه بخوانی، هنوز هم ادامه دارد. سروناز هم یک کتاب خوب و آرامش‌بخش است. از همان‌ها که شعر دارند و نوشته‌های کوتاه ادبی و خواندنی. سروناز برای حرف‌های مهدی، تیتر می‌زند؛ کوتاه و مختصر، جالب و خواندنی. سروناز خودشان را این‌طور معرفی می‌کند: «ما آدم‌های متفاوتی هستیم که کارهای عادی را به روشی غیرعادی انجام می‌دهیم.» سروناز و مهدی کارشان را از کتاب خواندن در مهدکودک‌ها آغاز کرده‌اند. بعد‌ها هم سروناز که فوق‌لیسانس ادبیات انگلیسی داشت، به آموزش زبان انگلیسی در موسسهٔ عصای سفید مشغول شد. تجربه‌ای تازه و بسیار دشوار. خودش در ‌این‌باره می‌گوید: «روزهای اول حالم خیلی دگرگون می‌شد. از دیدنِ این همه ندیدن، ناراحت می‌شدم. روش تازه‌ای پیدا کرده بودم. صدایم را ضبط می‌کردم که در کلاس پخش می‌شد. برای بچه‌ها شازده کوچولو می‌خواندم و برایشان کتاب‌ها را تحلیل می‌کردم. این کار نگاه تازه‌ای به بچه‌ها می‌داد. شاگرد سی و چند ساله‌ای داشتم که چشم‌هایش را به خاطر حادثه‌ای در کارخانه از دست داده‌بود. او مدتی بعد از این کلاس‌ها دوباره به‌‌ همان کارخانه برگشت و زندگی‌اش را از سر گرفت.»

خلاصهٔ گفت‌وگوی امیرحسن چهلتن با مجلهٔ تجربه

عقیده دارم که جهان را ادبیات تغییر می‌دهد
منع فعالیت کانون اقدامی غیردموکراتیک است 

امیرحسن چهلتن در جدید‌ترین شمارهٔ مجلهٔ «تجربه» در گفت‌وگویی با علیرضا غلامی، دربارهٔ بازگشتش به ایران، و حضور در جبههٔ جنگ و حتی وضعیت زندگی و شلوغی‌های شهر گفته است. او از گشایشی که برای چاپ کتاب‌هایش فراهم شده و کمرنگ شدن حضورش در سال‌های اخیر و حساسیت‌ها در دورهٔ گذشته و پاره‌ای موضوعات دیگر مانند فعالیت کانون نویسندگان نیز سخن به میان آورده است.
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) سی و دومین شمارهٔ مجلهٔ «تجربه» در حوزهٔ ادبیات شامل چند پرونده است که عبارتند از گفتوگوی بلند با امیرحسن چهلتن، پروندهای به یاد احمد بیگدلی، و پروندهای برای رمانهای نویسندگان جوان مانند «ابن الوقت» اثر یوسف انصاری، «ساعت ویرانی» اثر آرام روانشاد، «کافور پوش» اثر عالیه عطایی و «از‌‌ همان راهی که آمدی، برگرد» اثر فرشته نوبخت.
علاوه بر این، در این شماره داستانهایی از امیرحسن چهلتن، احمد بیگدلی، قباد آذرآیین و سه شعر تازه از رضا براهنی به چاپ رسیده است.
چهلتن در گفت‌و‌گویش با این نشریه در این باره که چرا در چند سال اخیر کمتر در مطبوعات و رسانه‌های ایرانی حضور داشته، گفته است: «از گوشه و کنار به گوشم رسید که به برخی نشریات سپرده‌اند از من یا در‌بارهٔ من چیزی منتشر نکنند. علت دیگر شاید این بود که تنوع نشریات و رشد ژورنالیسم به میدان‌داری آماتورهایی منجر شد که چیز زیادی در‌بارهٔ ادبیات نمی‌دانستند.»

بلایی که اینترنت بر سر «سبک مطالعه» می‌آورد

شاید این روز‌ها بسیاری از استادان، دانشجویان و افراد اهل مطالعه احساس کنند، دیگر مانند گذشته نمی‌توانند در حین مطالعه تفکر و تمرکز کنند. احتمالاً در گذشته، غرق شدن در مطالعه و درک مطالب برایشان آسان‌تر بود. اما امروزه، این حالت کمتر اتفاق می‌افتد و اغلب پس از خواندن دو یا سه صفحه، از تمرکزشان کاسته می‌شود و سررشتهٔ مطلب از دستشان می‌رود. احساس می‌کنند ذهن و مغزشان کند شده و اکنون آن مطالعهٔ عمیق همیشگی تبدیل به یک آرزو شده است.

مشکل چیست؟
حال سوال این است که دلیل این مشکل چیست؟ مدت‌هاست که اصحاب علم و پژوهش بیشتر وقت خود را پای اینترنت می‌گذارند و به جستجو و وبگردی می‌پردازند. البته اینترنت برای استادان، دانشجویان و پژوهشگران یک فرصت ارزشمند بوده است. پژوهش که زمانی مستلزم روز‌ها جستجو در میان انبوه کتاب‌ها در کتابخانه بود اینک به کمک جستجو و چند کلیک سریع در چند دقیقه انجام می‌شود. دسترسی به اینترنت به عنوان یک مخزن پربار و سرشار از اطلاعات، مزیت‌های فراوانی دارد که به اندازهٔ کافی به آن‌ها پرداخته شده است. با این حال دسترسی به آن، هزینه‌ها و آسیب‌هایی نیز به دنبال دارد. مارشال مک لوهان در سال ۱۹۶۰ نشان داد که رسانه‌ها گذرگاه‌های خنثایی برای اطلاعات نیستند. آن‌ها نه تنها مواد و مصالح لازم برای اندیشیدن را فراهم می‌کنند، بلکه به فرآیند اندیشیدن نیز شکل می‌دهند.

ایدهٔ زیبای کتاب مسافر

تارنمای کتاب مسافر:
اغلب بعد از این‌که یک کتاب رو می‌خونیم، آن را در کتابخانه می‌گذاریم و ممکنه که تا مدت‌ها بدون اینکه استفاده بشه، همان‌جا بمونه. ‌ پیشنهاد ما اینه که کتاب‌هایی که مدت‌ها در کتابخانه‌ها خاک می‌خورند و فکر نمی‌کنید بخواهید دوباره مطالعشون کنید را، به یک سفر قشنگ و پر هیجان بفرستید.
دوست دارید بدونید چطوری؟ کتاب را بر می‌داریم، گرد و خاکش را می‌گیریم، ‌ یک بار دیگر ورقش می‌زنیم و تمام حرف‌هایی که برامون داشته و لحظاتی را که باهاش گذروندیم را مرور می‌کنیم و بعد ازش خداحافظی می‌کنیم و برای شروع سفر می‌دیمش به یه دوست، یه دوست که می‌دونیم خوشحال می‌شه این کتاب رو بخونه. دوستمون هم بعد از خوندن کتاب همین کار را می‌کنه، به این ترتیب کتابی که قرار بود همین طوری حرف‌هاش رو توی دلش نگه داره و تو کتابخونه خاک بخوره تا شاید یه روزی یکی بیاد و دوباره بخوندش، کلی دوست تازه پیدا می‌کنه.

بیانیهٔ کانون نویسندگان ایران

دربارهٔ «اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای»

در هفته‌های اخیر چند زن جوان در شهرهای اصفهان و مشهد قربانی اسید پاشی شدند. این حمله‌ها چندان تکرار شد که به «اسید پاشی زنجیره‌ای» شهرت یافت.
ابعاد ضدانسانی و زن‌ستیزانهٔ این اقدام، خشم و انزجار همگان را برانگیخت و بسیاری از مردم به ویژه زنان با حضور اعتراض آمیز خود نشان دادند که پدیدهٔ شوم اسیدپاشی بر چهرهٔ زنان هیچ نسبتی با فرهنگ مردم ایران ندارد بلکه برآمده از تفکر عقب‌مانده‌ای‌ست که مشابه آن از سوی نیروهای مرتجع داعش در سطح منطقه در حال وقوع است و خشم جهانیان را برانگیخته است.
جلوگیری از اعتراض مردم، ضرب و شتم و بازداشت آن‌ها و یکی از خبرنگاران با هدف سانسور خبری، در کنار برخی سخنرانی‌های تحریک آمیز و تصویب قوانینی که دست معترضان به حریم خصوصی مردم را باز می‌گذارد، پیامدهای فاجعه‌بارتری در پی خواهد داشت.
کانون نویسندگان ایران ضمن همدردی با قربانیان پدیدهٔ شوم اسیدپاشی‌های اخیر و خانواده‌های آن‌ها براین باور است که چنین اقدام‌هایی ریشه در سیاست و تفکری دارد که هدف آن سرکوب زنان و حذف آنان از عرصه‌های اجتماعی‌ست.
کانون نویسندگان ایران خواهان دستگیری و محاکمهٔ علنی آمران و عاملان این جنایت است.
کانون نویسندگان ایران
۷ آبان ۱۳۹۳

تمدید مهلت باز ثبت‌نام در صندوق اعتباری هنر تا پانزدهم آبان

مهلت باز ثبت‌نام در صندوق اعتباری هنر تا ۱۵ آبان ماه تمدید شد

تمامی هنرمندان، نویسندگان و روزنامه‌نگارانی که عضو صندوق اعتباری هنر هستند تا پانزدهم آبان ماه فرصت دارند نسبت به باز ثبت‌نام عضویت در صندوق اعتباری هنر اقدام کنند.
به گزارش روابط عمومی ادارهٔ کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان، جعفرمحمدی، معاون فرهنگی و هنری ادارهٔ فرهنگ و ارشاد اسلامی زنجان با بیان این مطلب گفت: با توجه با ضرورت بازنگری ضوابط عضویت این صندوق، تمامی اعضایی که واجد شرایط عضویت در این صندوق هستند می‌توانند با مراجعه به پایگاه اینترنتی این صندوق با آدرس www.honarcredit.ir نسبت به انجام تشریفات اداری و باز ثبت‌نام عضویت اقدام کنند.
محمدی ادامه داد: از آن‌جا که صندوق اعتباری هنر قصد دارد که کلیهٔ خدمات خود را به صورت آنلاین به جامعهٔ فرهنگ و هنر کشور ارائه نماید لذا کلیهٔ اعضاء صندوق ملزم هستند در مهلت مقرر نسبت به باز ثبت‌نام و بهره‌مندی از خدمات صندوق اقدام کنند.
وی با اشاره به درخواست مکرر متقاضیان مبنی بر تمدید مهلت ثبت‌نام گفت: این آخرین مهلت اعلام شده از سوی صندوق اعتباری هنر می‌باشد و ارائهٔ خدمات اعم از بیمهٔ تأمین اجتماعی، بیمهٔ تکمیلی و سایر خدمات به جامعهٔ فرهنگ، هنر و رسانه مستلزم باز ثبت‌نام عضویت در سایت صندوق اعتباری هنر است در غیر این صورت کلیهٔ خدمات ارائه شده توسط این صندوق فطع خواهد شد.
لازم به ذکر است آن دسته از اعضایی که در ماه‌های اخیر و به صورت آنلاین ثبت‌نام کرده‌اند و دارای نام کاربری و رمز عبور می‌باشند نیاز به باز ثبت‌نام ندارند.
منبع: این‌جا

ویراستاری و ویرایش ادبی، فنی و محتوایی متون فارسی در زنجان

ویراستاری متن؛ ویرایش فارسی

با این نوشته و آگهی خواستم اعلام کنم اگر دوست دارید متن و نوشتهٔ شما اول ویرایش بشود و بعد در قالب کتاب، کتابچه، مقاله‌، پایان‌نامه و...، پاکیزه و تر و تمیز منتشر بشود، با همین ایمیل همیشگی‌ام با من jalilkhani @ gmail . com در هر کجای جهان که هستید تماس بگیرید.
بیش از همه دوست دارم که معتمد شما و اولین خوانندهٔ منشرنشده‌ها باشم و در چرخهٔ تولید و انتشار با افتخار مشارکت کنم.

روش‌های عجیب برای ژست پرخواننده بودن؛

رساندن کتاب با تیراژ ۷۰۰ نسخه به چاپ پنجم!
سایت تابناک

تلاش برای فروش کتب هر روز با حربه‌های تازه‌ای همراه می‌شود و در این فضا، یکی از شیوه‌های در حال عمومیت یافتن، تجدید چاپ کاذب کتب با چاپ محدود در هر دور است تا برای جذب گروهی از مخاطبان که در پی خرید کتب پرمخاطب روز هستند و از قضا جمعیت قابل توجهی را شامل می‌شوند، فضا مهیا شده باشد اما این تنها روشی نیست که برای افزایش تیراژ کتب مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.
به گزارش «تابناک»، افت کتابخوانی یک منحنی آرام و پیوسته را شامل می‌شود که در طول سه دهه‌ی اخیر استمرار داشته اما در برخی مقاطع شیب تندتری به خود گرفته است. بالا‌ترین آمار شمارگان کتاب در سال ۵۸ درست یک سال بعد از پیروزی انقلاب به طور متوسط ۱۱‌هزار و ۳۶۳ نسخه کتاب بوده است و کمترین میزان تیراژ مربوط به سال ۹۲ بود که تیراژ کتب به طور متوسط به دو هزار و ۷۵ رسید و این وضعیت افت تیراژ کتاب همچنان ادامه دارد و احتمالاً متوسط تیراژ کتب به زیر دو هزار نسخه خواهد رسید.

اطلاعیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت بزرگ پورجعفر

اطلاعیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت بزرگ پورجعفر

بزرگ‌ پورجعفر (۱۳۰۹ تا ۱۳۹۳) نویسنده، روزنامه‌نگار، ویراستار، شاعر و عضو فعال و دیرین کانون نویسندگان ایران درگذشت. پورجعفر با همه‌ی مشکلاتی که از بابت وضع سلامت خود داشت، در بیشتر جلسه‌های جمع مشورتی و مجامع عمومی کانون نویسندگان ایران فعالانه شرکت می‌کرد و همواره بر دستیابی به آزادی بیان بی‌هیچ حصر و استثناء برای همگان پا می‌فشرد. هنوز حضور او را در مجمع عمومی هفت شهریور ۱۳۹۳ از یاد نبرده‌ایم. کانون نویسندگان ایران، با دریغ فراوان در گذشت بزرگ پورجعفر را به خانواده و دوستداران او و همچنین به جامعه فرهنگی مستقل کشور تسلیت می‌گوید. یادش گرامی باد.

کانون نویسندگان ایران
 ۴ مهر ۹۳